بالاخر این کتاب های من هم یه سر و سامانی گرفتن...
می تونم تا خود صبح بشینم و نگاه شون کنم:)
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 13:08
بله، این ترم هم با استادی مواجهیم که فکر می کنه دو دقیقه وقتی که باید بذاره و ایمیل بزنه که نمیام ارزش بیشتری داره از حداقل یک ساعت و نیمی که از هر کدوم از ۲۰ تا دانشجوهاش تلف میشه:|
+ نشستیم تو لابی دانشکده داریم بحث های چرت می کنیم.در واقع پارمیدا اینا نشسته بودن، من خودمو چپوندم:دی
برچسب: خودشیفته, نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 13:08
حالا هی بگرد دنبال معایب و مزایای اتفاقاتی که تو زندگیت افتاده و هر لحظه فکرت رو باهاشون درگیر کن. حالا هی بشین 《اگه... اگه...》 کن و به این فکر کن که کدوم تصمیمت باعث شده کار به اینجا بکشه و اگه تصمیم دیگه ای گرفته بودی الان کجا بودی و چی کار می کردی. فایده ش چیه؟ نتیجه ای داره به جز هر لحظه بغض کردن و آه کشیدن؟
+ حالا هی اینا رو به خودت بگو، اما مگه می تونی قبولشون کنی؟
+ چرا تموم نمیشه راحت شم؟
هر بار میرم عروسی، بعدش تا دو ماه به مفهوم آهنگ هایی که اونجا شنیدم فکر می کنم. 《هر بار این درو، محکم نبند درو》؟ واقعا؟!
+همه هم عاشق این آهنگه بودن:|
+ جدا فکر می کنم آهنگ ها یه جور عجیبی رومون تاثیر میذارن. در این رابطه حرف زیاد دارم. شاید نوشتم.
اصلا به نظر من خیلی مهارت لازمه که بتونی هر بار که یه آدمو می بینی یه جور جدید و غیر منتظره ای دلش رو بشکنی! جای تبریک داره که یه نفر بتونه همچین مهارتی رو به دست بیاره :|
+ تمام تمریناتش رو هم رو من انجام میده:||
+ آخرین انتخاب واحد کارشناسی هم به خوبی و خوشی تموم شد... این ترم آخری خیلی ماجرا داشتم برا انتخاب واحد. می نویسم.
+ دو روزه دارم پدر گوشیمو درمیارم بس که چیز دانلود کردم، اینترنت هدیه دادن بهم،۱۴ گیگ، ۱۴ روزه! پیشنهاد فیلم یا اپ خوب رو پذیرا هستم!
برچسب: نوآوری, نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 19:19
برچسب: خبردار, نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36
برچسب: معمولی, نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36
برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36
برچسب: شیرین, نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36
برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36
بذارید یه کم از «تعادل احساساتم» براتون بگم.
با 23 سال سن، بعد از دیدن یه فیلم خنده دار،وسط فودکورت کورش، فقط به این دلیل که کنتاکیم به جای رون، سینه بود، چشمام از ناراحتی پر از اشک شد و به سختی جلوی گریه م رو گرفتم :|
+ بعد الان تو این وضعیت من باید تصمیمات مهم هم بگیرم؟
برچسب: احساسات, نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36
برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 4:36